مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 14
ميزان الطب ( فارسى )
حركات طبيعى و قسرى آنها مىگفتهاند يكسره نادرست بوده است ، و در باب طبيعيات ، حقيقت همان است كه فيزيكدانان جديد بر پايهء دستاوردهاى نوين گاليله و نيوتون ، معلوم ساختهاند . آنگاه از اين بيان چنين نتيجهگيرى مىكنند كه همانگونه كه فيزيك قديم در مقايسه با فيزيك جديد نادرست و بىاعتبار است ، طب قديم نيز لا بد در مقايسه با طب جديد چنين است ، و بايد همهء كتابهاى طب سنتى را در آتش افكند و سوزاند . به فرض اينكه چنين حكمى دربارهء فيزيك قديم و فيزيك جديد صادق باشد ، بايد پرسيد كه آيا چنين مقايسهاى صحيح است ؟ آيا مىتوان تفاوت طب قديم و طب جديد را همانند تفاوت فيزيك قديم و جديد دانست ؟ نكتهاى كه در اينجا بايد دقيقاً مورد توجه قرار گيرد اين است كه غرض از طب چيست ؟ آيا نه اين است كه غرض از طب « حفظ سلامت و رفع بيمارى » است ، اگر طب را مجموعهء تدابيرى بدانيم كه براى وصول بدين غرض به كار گرفته مىشود ، در آن صورت بايد بگوييم ملاك معتبر بودن يا نبودن يك نظام طبى تنها اين است كه آيا چنين غرضى از آن حاصل مىشود يا نه . منظور اين است كه در طب ، بر خلاف طبيعيات قديم ، كه غرض از آن شناخت قواى طبيعت و كيفيت تأثير و تأثر اشياء طبيعى از يكديگر است ، تنها نتيجه بخش بودن تدابير و فايدهء عملى آنها است كه مورد نظر است ؛ يعنى آنچه اولا و بالذات ارزش يك سنت طبى را معين مىكند ، نتيجهء بخشى عملى آن است و شناخت علمى كيفيت تأثير داروها و يا شناخت علمى اندامها در حال سلامت و مرض ، چيزى نيست كه خود اصالتاً مطلوب طبيعت و منظور نظر او باشد ، بلكه چنين شناختى از آن جهت ضرورت و اهميت پيدا مىكند كه مىتواند مقدمهء رسيدن به نتيجهء عملى مطلوب باشد . بنابراين اگر ما با يك سنت طبى سر و كار داشته باشيم كه بتواند بيماريها را با تجويز دارو و يا برخى تدابير ديگر درمان كند ، ولى در عين حال كيفيت دقيق علمى نحوهء حصول اين درمان بر ما معلوم نباشد ، اين جهل و ناآگاهى ما ، از ارزش آن سنت